كتاب‌هاي مقدس برجاي‌مانده روي‌هم‌رفته خيلي كمتر از آنچه مي‌توان انتظار داشت‌، حتي در قسمت مزامير يا انجيل‌ها فرسودگي نشان مي‌دهند.
كميابي و گراني كتاب‌ها نياز به كتاب‌خانه‌ها را افزايش داد. تقريباً در هر صومعه‌ٴ مردان يا زنان‌ كتاب‌خانه‌اي وجود داشت‌، ولي غالباً آنها بسيار كوچك بودند و بزرگ‌ترينشان چند صدتا بيشتر كتاب نداشت‌. در كالج‌ها و كليساهاي جامع هم كتاب‌خانه‌هايي بود، كه در آنها باارزش‌ترين‌ كتاب‌ها را با زنجير مي‌بستند يا به ترتيب ديگري از آنها مراقبت جداگانه مي‌شد. اشخاص به‌ گردآوري مجموعه‌هاي خطي پرداخته بودند. مطران‌هايي از قبيل ريچارد دو بري‌، انسانگراياني‌ همچون بوكاچيو و سالوتاتي‌، پزشكاني مثل گويدو دا بانيولو، حقوقداناني مانند فيليپ ليدني و غيره‌. (براي فهرست كاملي از كتاب‌خانه‌هاي شخصي يا متعلق به موٴسسات كه در اين جلد از آنها نام برده شده است‌، ¿ فهرست پايان كتاب‌.) طبعاً غني‌ترين مجموعه‌ها متعلق به شاهان و اميران بود، از قبيل شارل پنجم و شارل ششم در فرانسه‌، دوك دو بِري‌، ادوارد سوم و ريچارد دوم‌ در انگلستان‌. فهرست بسياري از اين كتاب‌خانه‌ها، گاه خود كتاب‌ها و بعضاً رسيدها و گزارش‌هاي‌ آنها به‌دست ما رسيده است‌: مثلاً ادوارد سوم از ايزابل لانكاستري راهبه‌ٴ ايمسبري (در نزديكي‌ ساليسبري‌) يك كتاب داستان خريده و 66 ليره و 13 شيلينگ و 4 پنس دربهاي آن پرداخته‌؛ ريچارد دوم يك كتاب مقدس فرانسوي‌، يك داستان گل سرخ‌، يك داستان پرسيوال خريده و براي‌ هر سه 28 ليره پرداخته‌است‌. اينها مبالغ هنگفتي بود. مي‌توان تصور كرد كه اين كتاب‌ها مُذَهًب‌ و مصور و نسخه‌هاي شاهانه‌اي بوده‌اند، ولي نسخه‌هاي معمولي هم‌، چنان گران بود كه وقتي‌ عالمي مثلاً يك دوجين از آنها را داشت صاحب مجموعه‌ٴ باارزشي شناخته مي‌شد. وقتي معارف‌ سده‌هاي ميانه را ارزيابي مي‌كنيم بايد هميشه اين محدوديت‌ها را درنظر داشته باشيم‌.
ز. لاتيني در برابر زبان‌هاي محلي‌. اهميت نسبي زبان‌هاي محلي غرب در مقايسه با لاتيني از 38 درصد نيمه‌ٴ اول قرن به 75 درصد در نيمه‌ٴ دوم رسيد. اين ناشي از رشد چندين زبان محلي‌ (به‌ويژه فرانسه‌) و هم‌چنين زوال لاتيني بود. حوزه‌ٴ لاتيني به‌تدريج در اطراف هسته‌ٴ ثابتي‌ محدودتر شد، كه آن همانا نيازهاي مذهبي كليساي كاتوليك بود. هر آنچه ديني بود، جز آن‌كه‌ منحصراً براي افراد عرفي يا زنان نوشته مي‌شد، به زبان لاتيني به نگارش درمي‌آمد. مثلاً، كلمات‌ سرودهاي ديني گيوم دو ماشو به لاتيني بود و آثار غيركليسايي به فرانسه‌.
خطرهاي ناشي از يك چنين اوضاعي را در فصل اول بيان كرديم‌. لاتيني به‌تدريج از زندگي‌ جداشد و بيش از پيش به‌صورت تصنعي درآمد. اين حتي در مورد كشيشان و راهبان صادق بود، چه رسد به افراد عادي‌.1 خطر تنها جنبه‌ٴ لغوي نداشت‌، بلكه ديني و اخلاقي هم بود. كار كليسا


1. در سال 1473، در اسپانيا لازم شد يك حكم رسمي صادر شود تا از به كار گماردن كشيشاني كه زبان لاتيني نمي‌دانستند خودداري كنند.